فیلم با شناخت خوب نسبت به احساسات، پرسش‌ها و دغدغه‌های یک دختر دبستانی، ذهن مخاطب را به چالش می‌کشد و با ضربه‌هایی به جا و تعلیق مخاطب، او را با فیلم درگیر می‌کند و باعث می‌شود در طول مدت پخش فیلم با ضرورت و اهمیت مسئله مرگ درگیر شود. مخاطب بزرگ‌سال بیش از آن که خود را با بازیگران همراه کند، همراه نویسنده و کارگردان می‌شود و فعالانه، به این می‌اندیشد که پاسخ به پرسش «چرا مرگ؟» را چگونه باید برای یک کودک تشریح کرد. و مخاطب کودک، خود را با شادی همراه و هم‌ذات می‌بیند؛ با تخیلات او تخیل می‌کند و با پرسش‌های او می‌پرسد و با پاسخ‌هایش، درگیر می‌شود. شاید بتوان مهم‌ترین حسن این فیلم را در فعالیت مدام فکری و منطقی مخاطب، هم‌سو با پیام فیلم و یا در راستای نقد آن، دانست. از همین رو به اعتبار پیام فیلم می‌توان برخی از کمبودها و کاستی‌ها را نادیده گرفت.

فیلم با این که با سطح بالایی از تخیل- تصویر عالم غیب- مواجه است اما باورپذیری رویدادها در آن ملحوظ است  هر چند در مواردی روند منطقی فیلم به درستی رعایت نمی‌شود و علّت رخ‌دادها به شایستگی تبیین نمی‌شود. به طور مثال آن‌گاه که مرگ نیست، فرشتگان دیگر که مسئول حفاظت از جان و رزق و سلامتی آدمیان‌اند نیز دست از کار می‌کشند و انگیزه این اتفاق به درستی مشخص نیست.

با این حال نویسنده نشان داده که تسلط نسبی خوبی بر روایات دینی پیرامون مرگ دارد، تشبیه مرگ به عروسی، تاکید بر سهولت مرگ مومن در قالب نمایش استشمام بوی یک گل، اشاره به مهمان بودن انسان در این دنیا، اشاراتی ضمنی به عالم ذر و فطرت و دیده شدن فرشتگان توسط کودکان، نشان دادن سبب بودن فرشتگان و تنها گوش سپردن به اوامر الهی و اطاعت بی‌چون و چرا از فرامین وی و اقتدار عظیم الهی از جمله نکات مورد نظر است که در دیالوگ‌های ننه جیران با شادی و یا شادی با فرشته زندگی قابل مشاهده است. همچنین تصویر این که مرگ و زندگی ممزوج و متحد با یکدیگرند و در صورت نبود مرگ، چهره زندگی نیز زشت و غیرقابل تحمل می‌شود از این اشارات مناسب است. یکی دیگر از اشارات موفق فیلم، اشاره به تصور انسان از مرگ و نسبت آن با شیوه تفکر و سبک زندگی وی است که شادی در ابتدا مرگ را به دلیل نشناختن اهمیت و ضرورتش، زشت و نفرت‌انگیز و خشن می‌بیند و در پایان او را با چهره‌ای نیکو و مهربان مشاهده می‌کند.

یکی از مسایلی که در فیلم قابل تامل است نشان دادن تغییر قضا و سنن الهی است. مرگ همه موجودات، اصل مسلم و مصرّحی در متون مقدس است و این مسئله مربوط به قدر الهی نیست که با دعا قابل تغییر باشد و آن چه مربوط به قدر است، زمان و نحوه مرگ است، که البته در انتهای فیلم آن جا که زمان مرگ مادر بزرگ به تاخیر می‌افتد به آن نیز به خوبی اشاره شده است. اما در باب تغییر قضای الهی در دو جا این مسئله به چشم می‌خورد: یکی در استجابت دعای شادی مبنی بر «مرگ مرگ» و دیگری در گفتگوی «فرشته قوانین» با شادی که اشاره می‌کند، امر خداوند بر همه چیز مقدم است و  من در برابر امر الهی هیچ کاره‌ام. شاید این تصور ایجاد شود که می‌خواهد تقابل اراده الهی و قوانین حاکم بر طبیعت را بیان کند در حالی که قوانین و سنن جاری در متن و بطن عالم طبیعت خود ماخوذ از اراده قهار الهی است و این باور در عالم اسلام، که اراده الهی در تقابل با قوانین و سنن حاکم بر طبیعت است، بیش از آن که منبعث از متون دینی شیعی باشد، یک فکر اشعری است که در کلام یهودی نیز به چشم می‌خورد هرچند به نظر می‌آید نویسنده با توجه به رویکردش برای تبیین ضرورت مرگ، چاره‌ای جز تخیل نبود مرگ نداشته است.

یکی دیگر از موارد قابل مناقشه، فلسفه دعا است. گویی دعا که البته به زیبایی در فیلم اشاره می‌شود که دعا باید پنهانی و در حق دیگران باشد، و در اثر دعا، امدادهای الهی نصیب حال بنده می‌گردد،  از افراد نیکوکار، قطعا پذیرفتنی است چرا که در چند جای فیلم اشاره می‌شود که دعای شادی پذیرفته شده چون دختر خوبی است. و البته این خوب بودن به خوبی در بخشش‌های پنهانی شیرینی به دخترک فقیر، نخوردن آب و دادن به گلدان آب و دعا کردن‌های پنهانی‌اش برای دیگران به تصویر کشیده شده است. مناقشه همین جا آغاز می‌شود که در روایات سه اثر برای دعا ذکر شده که یا دعا در دنیا مستجاب می‌شود، یا بر اساس حکمت الهی به جایش دفع بلایی می‌شود و یا بر اساس رحمت الهی پاداشی برای آخرت انسان می‌شود. همچنین ذکر شده که گاه دعای نیکوکاران اتفاقا دیرتر مستجاب می‌شود تا بهانه‌ای باشد برای نیایش با خدا و انس وی با مولایش.

اما مهمترین مناقشات در اصل پیام فیلم و آن تبیین چرایی مرگ است. تمرکز فیلم بیش از آن که بر ضرورت مرگ، برای تعالی انسان و صیرورت تکاملی وی و نظام پاداش و جزای آن جهانی باشد، بر ضرورت مرگ برای زندگی دنیوی متمرکز است و از آن جا که نگاه جامعی برای تبیین مرگ نداشته، گاه به نظر می‌رسد بیش از آن که در پی تعلیل و تبیین باشد به دنبال توجیه مرگ است.

با وجود این اشکالات اما نکات برجسته‌ای در فیلم می‌توان دید که به برخی از آن‌ها اشاره شد و در ادامه به برخی دیگر نیز اشاره می‌شود:

اشاره به وجود عالم غیب و وجود مراتب در آن و اشاره به وجود فرشتگان مختلف،  همچنین اشاره به  رقیب و عتید دو فرشته نگهبان کودک، ترسیم درست دوگانه مرگ سخت برای بدکار و مرگی آسان همچون پریدن از قفس برای نیکوکار.

همچنین ترسیم این نکته که این جهان همان نظام احسن و احسن تقویم است و خدا هیچ کس و هیچ چیز را  بیهوده نیافریده است. اشاره به این که نحوست مربوط به ایام نیست بلکه مربوط به اعمال انسان‌هاست، آن جا که مادر بزرگ می‌گوید هیچ روزی بد نیست.

اشاره به جا و شایسته به این که تنها کمال حقیقی و مطلق خوبی‌ها خداوند است و همه چیز به جز او فنا می‌پذیرد، آن جا که مادر بزرگ تاکید می‌کند: همه چیزهای خوب روزی تمام می‌شود و خدا تنها چیز خوبی است که باقی می‌ماند. بحث ضرورت توکل به خداوند به عنوان کسی که او خالق است و طبیعتا بهتر از هر کس دیگری مصلحت عالم و بندگانش را می‌شناسد و در همین راستا اشاره به این که هر خواسته‌ای را نباید از خدا خواست چرا که بعضی از خواسته‌ها اشتباه است. و در نهایت بحث رضا و تسلیم به امر خدا که در پذیرش شادی برای مرگ مادر بزرگ جلوه می‌کند. که بعد از این تسلیم، خدا هم تقدیر را به خواسته قلبی شادی و تاخیر در مرگ مادربزرگ،  معول می‌کند.

امید که برنامه‌سازی برای کودکان چه در سینما و چه در تلویزیون به سمت چنین رویکردهایی جهت حل پرسش‌های اساسی ذهن ایشان حرکت کند و شاهد رویش‌های جدی‌تری در این زمینه باشیم. این شروع مبارک را ارج می‌نهیم.