مناظره ها چگونه باید باشند؟
قیل نوشت: این یادداشت را سال 1388 و در حال و هوای ان سال نوشته ام. اما انتشار مجددش بی مناسبت نیست.
ذکر این نکته مهم است که زاویه دید عالمی چون شهید ثانی نسبت به مناظره و کارکردی که ایشان از آن انتظار دارد با نگاهی که در حال حاضر مقام معظم رهبری نسبت به این مسئله دارند بنا به دلایل مختلف احتمال دارد که تفاوت هایی داشته باشد. و این از ثمرات فقه پویای شیعه و دخالت عنصر عصر و مصر در اجتهاد فقهی است که امام عزیز و رهبری بزرگوار بارها و بارها از حوزه مطالبه کرده اند تا ملزومات فقهی حکومت دینی در زمان تشکیل آن در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… تامین و تولید شود. طبیعتا اقتضائات یک حکومت دینی در شرایطی که گفتگو و تضارب آرا از ابزار مهم رسیدن به مقاصد علمی و سیاسی و فرهنگی است با بهره گیری از این روش در دوره ای که شهید ثانی در آن می زیسته (قرن دهم) چه به لحاظ سطح و کیفیت روابط انسانی و چه به لحاظ نوع حاکمیت و … تفاوت هایی دارد. ممکن است که مقام معظم رهبری مناظره را ابزاری در خدمت تربیت سیاسی و اصلاح معضلات سیاسی، فرهنگی و علمی اجتماع ببینند و به همین دلیل است که کرسی های آزاد اندیشی را در جلوت و در انظار حضار و تحلیل گران و منتقدان تجویز و حتی ترویج میدهند و به عنوان راهکاری برای برون رفت از شرایط نابسامان علمی و سیاسی توصیه می کتتد. اما شهید ثانی و اکثر قدما بیشتر به جنبه سازندگی فردی و تربیت اخلاقی یا فکری دو طرف مناظره توجه دارند به همین دلیل است که مناظره ها را در خلوت و به دور از چشم مردم توصیه می کرده اند. به هر حال در این زمینه باید به سراغ علما و بزرگان رفت و نگاه ها و تحلیل های ایشان را نسبت به مناظره و شرایط و آسیب ها و محاسن آ ن جویا شد تا این ابزار کارکرد خویش را به نحو احسن بازیابد. امید که علمای معاصر هم به تولید ملزومات فقهی حکومت دینی و اجتهاد مطابق با زمان و مکان بیش از پیش توجه نشان دهند.
در ادامه برداشتی همراه با دخل و تصرف از فصل اول باب سوم این کتاب که به مناظره و شروط و آداب آن می پردازد، ارائه می شود، اما سعی شده است نظر شهید ثانی مطرح شود و محتوای کلام ایشان ارائه گردد :
مناظره و تبادل فکر و تضارب آرا در احکام فردی و اجتماعی دین به عنوان بخش و عضوی از پیکره دین تلقی می شود. مقید بودن به شرایط، موقعیت، الزامات و اقتضائات مناظره باعث می شود افراد بهتر و همه جانبه تر به کشف حقیقت و منطق دین دست پیدا کنند. شرایط مناظره عبارتند از:
۱) مناظره برای اثبات حق و نه اثبات خود
هدف از مناظره باید رسیدن به حق و پویا شدن و پدیدار گشتن حق به هر کیفیتی باشد. و اهل مناظره نباید برای اثبات گفتار، نظریه ها، شان و رتبه ی علمی و صحت رای خود به مناظره بپردازند که نام این کار جدال و ستیز و ریاکاری است که از آن در خلال آیات و روایات نهی شده است.
از نشانه های انگیزه ی الهی این است که مناظره کننده جز در مواردی که احتمال تاثیر بدهد وارد مناظره نمی شود و از مناظره با افرادی که می داند بر سر حرف خود با لجاجت و پافشاری می مانند خودداری می کند.
۲) توجه به اولویت ها در انجام وظایف از جمله اولویت امر به معروف و نهی از منکر نسبت به مناظره
مناظره در صورتی صحیح است که وظایف و تکالیف دیگری که از آن مهم تر است مطرح نباشد چون اگر مناظره درباره ی مسئله ی مهم و واجبی باشد و مشروع برگزار شود واجب کفایی است. اما اگر هنگام مناظره وظیفه ی دیگری در میان باشد که دارای وجوب عینی و یا کفایی است و از مناظره مهم تر باشد اقدام به مناظره جایز نیست. هم چون امر به معروف و نهی از منکر که نسبت به مناظره دارای اولویت است.
هم چنین در خلال مناظره از ایجاد محیط وحشت، ناسزاگویی، آزار زبانی، تکبر و فخرفروشی خودداری کرده و خود را موظف به رعایت فضایل اخلاقی و سفارش مسلمین به محبت و مودت نمایند. و معمولا مناظره کنندگان ناخودآگاه از این وظایف سرباز می زنند و خود متوجه نیستند و تصور می کنند که با انگیزه ی الهی به مناظره می پردازند.
۳) اجتهاد، شرط مناظره در احکام دینی
مناظره کننده در مسایل باید مجتهد باشد و بتواند بر طبق نظر خود رای دهد نه آن که مقلد و پیرو نظر و رای شخص دیگری باشد. (این حکم در مناظره های علمی و سیاسی هم می تواند مد نظر قرار گیرد و نخبگان و خبرگان امر به مناظره بپردازند. ) و هرگاه که فرد مقابل حق و حقیقت را بیان داشت باید مناظره کننده از رای و نظر او پیروی کند.
۴) پرهیز از انتخاب موضوعات بعید الوقوع
باید مرزهای بحث و مناظره به وقایع مهم دینی و یا مسائل قریب الوقوع محدود باشد. و نباید در هر مسئله ای که احتمال وقوع آن بسیار کم است وقت و فرصت را هدر داد. هم چنین نباید سخن و گفتار را بیش از اندازه برای کنکاش و بررسی حق طولانی کرد. لازم است که طرفین مناظره از بحث راجع به مسئله ای که در اولویت نیست یا مورد ابتلا نیست و یا به ندرت اتفاق می افتد خودداری کنند.
۵) مناظره در خلوت و دور از چشم مردم
مناظره در مکان خلوت به تمرکز فکر و صفای اندیشه برای درک حقیقت کمک بیشتری می کند. مناظره در حضور توده ی مردم انگیزه های نفسانی و ریاکاری و تظاهر و حرص در غلبه و اسکات خصم را ولو به هر دلیل باطلی تقویت می کند. شیوه ی افرادی که دارای مقاصد فاسدی هستند این است که در خلوت از پاسخ به پرسش دیگران لذت نمی برند و در جلوت و انظار مردم با همدیگر به رقابت بر می خیزند و برای این که پاسخی منحصر به فرد بدهند به هر حیله و ترفند و روشی دست می زنند.
۶) مناظره، همکاری در راه احیای حق و نه مخاصمه
مناظره کننده باید دنبال حق باشد ولو این که از زبان طرف مقابل حقیقت شنیده شود و باید به خاطر درک و فهم حقیقت سپاسگذار خداوند باشد. مناظره کننده باید فرد مقابل خویش را شریک و همکار علمی خود در دریافت حق تصور کند و نه رقیب و دشمن خود. لذا در صورتی که فرد مقابل مناظره کننده او را به اشتباهاتش واقف ساخت یا منطق کلام خود را به او اثبات کرد و حقیقت را به او نمایاند از وی تشکر کند که او را به سمت گمشده ی خویش رهنمون ساخته است. نه آن که احساس شرمساری و باخت به او دست دهد و رنگ چهره اش دگرگون شود و برآشوبد و بکوشد که نظر طرف را مخدوش کند.
۷) ضرورت رعایت انصاف در مناظره
مناظره کننده نباید فرد مقابل خود را از تغییر استدلال و یا پرش از سوالی به سوال دیگر بازدارد بلکه باید فضایی را فراهم کند تا فرد مقابل بتواندد آن چه را که در ذهن خود دارد، بکار بگیرد و بیان کند و از مجموع سخنان و استدلال های خود ، آن چه را که برای رسیدن به حق نیاز دارد استخراج کند. و اگر مناظره کننده حق را در لابلای حرف ها و تعابیر و استدلالات فرد مقابل یافت حتی اگر خود آن فرد متوجه نشده باشد باید از او بپذیرد و خداوند را شاکر باشد. مقصود اثبات حق است حتی اگر این حق در تعبیر و بیان نامتناسبی بیان شده باشد. این که مناظره کننده بگوید این نظریه لازمه ی سخن من نیست یا تو سخن نخست خود را رها کردی و نمی توانی این گونه بگویی و امثالهم، به عنوان عناد و لجاج و انحراف از طریق حکمت و استواراندیشی و اراجیف بندی مناظره کنندگان به شمار می آید.
مناظره ای که به ستیزه جویی و جدال منتهی شود و شخص معترض با علم به حقیقت سخن طرف مقابل، درصدد یافتن دلیل علیه طرف برآید و جلسه به انکار و عناد و کینه کشیده شود، عین تبهکاری و خیانت به شرع مقدس اسلام است و موجب ورود مناظره کنندگان در گروه کسانی است که به خاطر کتمان علم و پوشاندن حق در قرآن کریم مورد نکوهش قرار گرفته اند.
۸) مناظره با افراد برجسته علمی
باید با افرادی مناظره کرد که صاحب فکر و اندیشه و دارای استقلال علمی باشند تا در طول مناظره بتوان از مطالب ایشان بهره برد.
اکثر مناظره کنندگان از مناظره با دانشمندان چیره دست و بزرگان علم پرهیز می کنند چون نگران غلبه آن ها و شکست خویش هستند. لذا مایلند با اشخاصی که دارای مرتبه ی پایین تر علمی هستند مناظره کنند تا بتوانند حس توفق طلبی خویش را ارضا نمایند.
در ادامه شهید ثانی اشاره داشته اند که شرایط و آداب دقیق دیگری هم برای مناظره وجود دارد. اما ذکر همین شرایط کافی است تا شناخت مناظره ای با انگیزه های الهی، و مناظره هایی که با انگیزه های غیر الهی و یا اهداف ناروا صورت می گیرند حاصل شود.
منبع: کتاب آداب تعلیم و تعلّم در اسلام، نگارش دکتر سیدمحمدباقر حجتی، ترجمهی گزارش گونه ای از کتاب "منیة المرید فی آداب المفید و المستفید" تالیف شهید ثانی
اردی بهشت
برنامه اردی بهشت در تاریخ یکشنبه 22 مرداد از شبکه چهارم سیما بحثی را اختصاص داد به مطالبات رهبری از دانشجویان. که در اینجا بخشی از نکاتی که آن جا ذکر کردم را عرض می کنم. به دلیل وقت بسیار کم راجع به هر مطلب خیلی کوتاه صحبت شد.
جهاد علمی:
در کتب فقه اللغه جهاد را تلاش خستگی ناپذیر و پر نیرو در مقابل دفع یک مانع یا دفع یک دشمن تعریف کرده اند و تعبیر جهاد علمی به معنی تلاش بی وقفه ی علمی برای دفع موانع موجود است.
رهبری در تفسیر حدیث العلم سلطان آن را به علم قدرت است ترجمه می کنند و یکی از شدید ترین تاکیدات ایشان همین مسئله علم و آرمان گرایی در علم است. همین که در دیدار اخیر بالای سرشان جمله لاشرف کالاعلم را نوشته اند خود گویای نوع نگاه ایشان به علم است که طبیعی است چرا که ایشان معتقدند عزت و حیات سیاسی و اقتصادی و بین المللی یک جامعه در گروه حیات و عزت علمی آن جامعه است.
ایشان نگاهشان به علوم موجود و نسبت علم و دین نیز نگاه مشخصی است. نگاهشان نه تایید صرف است و نه رد صرف بلکه معتقدند باید مواجهه انتقادی داشت. برخی اش را پذیرفت، برخی اش را تصحیح کرد و برخی اش را رد نمود
آزاداندیشی:
ایشان معتقدند: آن چیزی که می تواند به پیشرفت کشور کمک کند، آزادی واقعی فکر هاست. آزادانه فکر کردن، آزادانه مطرح کردن، از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و ترخیص این و آن هم نگاه نکردن. که البته برای این نگاه ما مویدات بسیاری در سنت های دینی و سیره عملی و علمی ائمه خصوصا امام صادق و امام رضا علیهما السلام می بینیم که سیره ایشان مبتنی بر تعقل شیعی و آزادفکری است. در قرآن ذکر شده: فبشر العباد. الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه. یا در حدیث بسیار زیبایی حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند اضربو بعض الرای ببعض یتولد منه الصوابک آرا را برخی را به برخی دیگر عرضه کنید که از محصول این تضارب آرا رای درست متولد می شود. همچنین ما در دوره باشکوه تمدن اسلامی و در سنت مدرسیمان، مجالسی داشته ایم که به مجلس المناظره شهره بوده اند که مجالسی بوده ویژه اساتید و در مقابل دانشجویان با اهداف آموزشی با یکدیگر مناظره می کردند. همچنین دو کتاب ارشمند خلاف شیخ طوسی در فقه و اشارات ابن سینا در فلسفه که سرشار از عقلانیت و تبیین آرا مختلف و آزاداندیشی هستند نمونه های خوبی برای سنت علما و اندیشمندان ما در بحث آزاداندیشی است.
از یک طرف تحجر و جمود و از طرفی تقلید به توقف حرکت علمی منجر می شود. آزاداندیشی راهی است در میانه این دو برای تحقق پویایی و حرکت علمی.
البته باید سه گانه آزادی، منطق و اخلاق را توامان مد نظر داشت که این دو مورد محدود کننده آزادی نیستند بلکه تضمین کننده آزادی اند. البته قطعا موانعی بر سر راه آزاداندیشی دانشجویان وجود دارد. بخشی اش ناشی از برخی دستگاه های اجرایی و قضایی نظام است که رهبری در همین دیدار اخیر اشاره کردند باید از برخوردهای امنیتی در برابر انتقادات دانشجویان جلوگیری کرد.
(هنوز قصدداشتم ادامه دهم که مجری محترم ضمن دعا برای تحقق این مطلب پرسش از بحث دیگری کردند.)
آرمان خواهی:
جنبش دانشجویی در کشور ما دو ویژگی مهم دارد. در بعد بین المللی همیشه ضد استکبار جهانی و ضد سلطه است و در بعد داخلی همیشه ضد استبداد و به شدت عدالت خواه است. جنبش دانشجویی که بادیدن فساد سیاسی و اقتصادی در جامعه و در بخشی از دستگاه های نظام آرزوی عدالت اجتماعی و میل به فساد آرمان خواهی نداشته باشد، در ادعای خود صادق نیست.
رهبری تاکید دارند که دانشجو باید تحلیل داشته باشد هرچند غلط و لحن دانشجو باید طلبکارانه باشد.. ایشان می فرماید:
«جوانان باید، عدالت خواهی را از یاد نبرند، آزادی را با همان مفهوم بسیار والای اسلامی، چه آزادی فردی چه آزادی اجتماعی و چه سیاسی و معنوی و روحی را جز خواسته های همیشگی خود بدانند و از یاد نبرند. مبارزه با فقر و ایجاد رفاه عمومی را جز مطالبات خود بدانند. امر به معروف و نهی از منکر هم جز مسایلی است که جوانان باید به آن اهتمام کنند.»
البته ایشان در توضیح امر به معروف و نهی از منکر هم می گویند:
«گناهکار فقط بدحجاب نیست که بعضی فقط به مسئله بدحجابی رسیده اند. این یکی از گناهان است و از خیلی از گناهان کوچکتر است. خلاف های سیاسی، خلاف های اقتصادی، خلاف های فرهنگی، این ها همه منکر است که مهمترینش حوزه مسئولان است. یعنی شما دانشجویان باید ما را امر به معروف و نهی از منکر کنید»
* بحث های بیشتری مد نظرم بود خصوصا در بحث آرمان خواهی و بحثی درباب تعمیق معرفت دینی که فرصت مطرح شدنش نشد.
نسبت مردم و حکومت، آن گونه که باید
حق و تکلیف در نظام دینی در هم تنیده بوده و طبیعی است که کیفیت حضور مردم در جمهوری اسلامی، ملغمه ای از حق و تکلیف باشد.
وظایف و حقوق مردم در ارتباط با نظام اسلامی عبارتند از :
· 1- تلاش و قیام برای ایجاد و تاسیس نظام اسلامی
· 2- حمایت از بهترین ساختار سیاسی ممکن
حمایت از بهترین ساختار سیاسی طراحی شده از سوی نخبگان دینی و سیاسی جامعه، ذیل اصول ثابت اسلامی و با توجه به اقتضائات زمانه و زمینه و مشارکت فعالانه جهت رفع کمبودها و کاستی های نظام پیشنهادی و تلاش برای اسقرار این نظام سیاسی از دیگر وظایف مهم و جدی مردم است.
از آن جا که اقتضائات زمانه و زمینه متفاوتند به طور مثال در دوره ای که حقوق فردی و آزادی های مدنی به رسمیت شناخته می شوند، نظام سیاسی جمهوری اسلامی و در دوره ای که هنوز این قبیل مباحث رونق نگرفته مباحثی چون آراء مدینه فاضله فارابی، به عنوان الگوهایی برای نظام سیاسی منبعث از اصول اسلامی معرفی و ارائه می شوند و البته هر دوی این ساختارها با اصول ثابت و اصلی اسلام که حاکمیت خداوند و فقه است سازگار و بلکه به تبع و نتیجه آن اند. و مردم موظفند ملائم ترین این طرح ها با اصول اسلامی را شناسایی نموده و برای پیاده سازی آن در جامعه همراهی و مشارکت فعال داشته باشند. واضح است که حضور و حمایت مردم از یک نظام سیاسی علاوه بر شان مشروعیت زایی برای آن نظام، شرط موفقیت و پیشروی آن نظام سیاسی است.
پس از استقرار نظام سیاسی، حمایت از آن تا آن جا که حافظ اسلامیت جامعه باشد بر دوش تک تک مردم سنگینی می کند.
· 3- انتخاب رجال حکومتی و دولت مردان از راس تا پایین ترین زوایای هرم مسئولیت با واسطه یا بدون آن
البته این وظیفه ممزوج با وظیفه قبلی است چرا که با انتخاب نظام سیاسی، اصل انتخاب گری مردم نیز تایید یا رد می شود.
· 4- بیعت با ولی امر جامعه و اطاعت از فرامین وی و ملتزم بودن به قوانین اسلامی و قراردادی جامعه
پس از گذشت مراحل قبل و باانتخاب رهبری مردمی و معتقد به اصول و ارزش های دینی و الهی بر مردم لازم است که طبق نص صریح نهج البلاغه از وی اطاعت کنند و فرامین او را بپذیرند و بیعت او را نشکنند و این البته تا زمانی است که رهبر جامعه ملزم به رعایت ارزش های اسلامی باشد و تلاشش بر اجرای احکام دینی در جامعه متوقف گردد.
· 5- نظارت مداوم بر عملکرد مسئولین و نحوه صحیح اجرای قوانین اسلامی و قراردادی در جامعه
یکی از وظایف اساسی و مهم مردم در جامعه اسلامی که باعث جلوگیری از عدول از ارزش ها و آرمان های دینی در جامعه می شود، نظارت مردم بر نحوه تصویب و حسن اجرای قوانین اسلامی و قراردادی در جامعه است. این نظارت می تواند توسط جمعی از نخبگان، نمایندگان مردم و یا هریک از مردم به تنهایی صورت پذیرد که بر حکومت لازم است، سازو کاری برای انواع نظارت مردمی طراحی نماید. مطبوعات و رسانه ها، احزاب سیاسی و سندیکاها، ساختارهای سیاسی همچون شورای نگهبان از جمله این طرح ها هستند.
· 6- نقد دولت مردان و نصیحت مسئولان در صورت مشاهده رفتار یا تصویب قانونی خلاف شرع یا مصلحت عمومی.
این وظیفه که صراحتا در متون روایی به آن اشاره شده و در ذیل بحث امر به معروف و نهی از منکر نیز طرح گردیده عامل مهم حفظ جامعه اسلامی از خطر انحراف از اصول و عدول از ارزش هاست.
«هر فردی از افراد ملت حق دارد كه مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و به او انتقاد كند، و او جواب قانع كننده ای بدهد، در غیر این صورت، اگر بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است» امام خمینی، صحیفه نور، ج 4، ص 190 و نیز ج 8، ص 47؛ ج 20، ص 170
· 7- رعایت حقوق و مرتفع ساختن نیازهای طبیعی مردم.
این نیازها شامل نیازهای اقتصادی و روزمره همچون سطح مناسب اقتصادی، اشتغال، مسکن و... و همچنین تمهید شرایط برای رشد معنوی و فرهنگی و علمی در سطوح مختلف و برپایی قسط و عدل در جامعه که مهمترین شان و هدف واسطی حکومت است و تلاش برای تحقق جامعه توحیدی توسط حاکمیت می باشند. اجرای عدالت و قسط از آن جا که هدف ارسال انبیا و قوام بخش احکام دین است از اهمیت به سزایی برخوردار است و طبق فرموده امام صادق علیه السلام یکی از مظاهر عدالت، یافت نشدن فقیر در جامعه است.
رای می دهم... برای مجلسی کارامد?
وقت آن است که گفتمان تهدید محور انتخاباتی جای بیشتری را برای گفتمان ایجابی و اثباتی باز کند.
همیشه دیده ایم که در ایام انتخابات یکی از مهمترین انگیزه های حضور مردمان پای صندوق های رای، تودهنی زدن به آمریکا و اسراییل و ایادی آن است اما کمتر دیده شده است که ذکر شود در انتخابات شرکت می کنم تا مجلسی شایسته ی قانون گذاری و تشریع در جمهوری اسلامی انتخاب کنم. شرکت می کنم تا برای نقش مهم نظارتی مجلس، افرادی امین و کاردان، متعهد و متخصص برگزینم.
عدم اطلاع مردم از وظایف اصلی قوه مقننه، عدم انتشار عملکرد مجلس در سال های گذشته و ارتباط نداشتن نمایندگان با توده مردم، کم کاری رسانه های جمعی در آگاه سازی عمومی در راستای هدف اصلی انتخابات که انتخاب نمایندگان است و هر نتیجه دیگری به تبع این مسئله روی می دهد از جمله علل و عوامل این رویکرد می تواند قلمداد شود.
در این شرایط است که اصل شرکت در انتخابات به درستی پررنگ می شود اما معیارهای فرد اصلح نمایندگی مردمی ارزشمند و شایسته تقدیر و روش های احراز معیارها و کشف مصادیق و... به محاق می رود.
امروز این مردم شایسته و ارزشمند، بیش از هر مردمی نیازمند مجلسی کاردان، آگاه، خبیر یا چشمانی بیدار و ناظر که راهگشای مسایل اصلی و جدی مردم باشد هستند.
چشمان شفاف آرزو
تا دوران دانشجویی تصوری که از فقیر داشتم نهایتا یک مرد و زن بودند که کلی فرزند دارند و مثلا پدر نمی تواند برایشان لباس های مارک دار بخرد و به همین دلیل همیشه سعی می کردم ساده بگردم که اگر کسی این وسط ها چنین مشکلی دارد با لباس و وسایل من حسرت نخورد.
دانشجو که شدم باکانون امام حسن مجتبی چنان درهای عجیبی از فهم فقر مردم به رویم باز شد که گاه طاقتم را بی تاب می کرد.
اولین بار با اعظم قرار شد به منزل یکی از افرادی که تحت حمایت کانون است برویم. خانه های شیک و تمیز و خانه های معمولی کنار هم بودند. وارد یکی از خانه های قدیمی تر شدیم. دو خانواده با هم زندگی میکردند. هر خانواده توی یک اتاق. دو برادر بودند. اولی صاحب 4 فرزند که پسرانش دستفروشی می کردند و دخترانش در خانه های مردم کارگری و مردخانه به سختی بیمار بود. زن خانه علاوه بر پرستاری از او قالی هم می بافت و کلی کار دیگر. به من گفت سی و چند ساله است و من در صورت او سیمای زنی پنجاه ساله را می دیدم. حیرت کرده بودم. خدایا چقدر ما غافلیم. این ها بغل گوش ما زندگی می کنند.
وسایلشان از 4- 5 تا بشقاب شکسته و یک پیک نیک تجاوز نمی کرد. حمام و سرویس بهداشتی، مشترک و توی حیاط بود. در حمام سوخته و خراب شده بود و مردی و پولی برای تعمیرش نبود. پرده ای از چادر نماز کهنه زن آویخته بودند و سرما و گرما در همان وضعیت به حمام می رفتند. ناهار آن روز نان و ماست داشتند. قالی خانه شان در شهر قالی های معروف کرمانی، گلیم پاره پوره و کهنه ای بود که چندجایش سوراخ شده بود و سرما بدجوری توی خانه می دوید. بی تاب شده بودم.
خانواده بغلی یک زن و مرد و دختر بودند. مرد سرفه های بدی میکرد. زنش می گفت: همسرم جانباز شیمیایی است اما دنبال درصد جانبازی اش نرفته و ما حقوق و مزایایی نداریم. در دلم می گفتم آن ها که رفته اند چه حقوق و مزایایی دارند که شما داشته باشید. زن و مرد بسیار محترم بودند. مثل خیلی از مردم عادی که روزها در کوچه و خیابان می بینیم. شرممان می آمد آن هدیه ناقابل کانون را جلویشان بگذاریم. اما نگاهی که به سر و وضع خانه و دست های پینه بسته زن و چشمان شفاف دخترک انداختیم وظیفه بر شرم غلبه کرد.
اشک در چشمان زن جاری شد. می گفت: من برای ادای دین به انقلاب همسر یک جانباز شدم و الان راضی ام و خدا را شاکر. بزرگی اش خارج از حد تصور بود. و مرد که روزی قهرمان بوده و هنوز هم هست چون شیر در بند گوشه اتاق سرفه می کرد و کلی دستگاه به بدنش وصل بود.
مادر میگفت: به خاطر پنج هزارتومان هزینه تعمیرات که باید به خاطر مدرسه دخترم بدهم، الان یک هفته است که هر روز می روم مدرسه اش. و پولی ندارم که بدهم.
راستی آقای نماینده، جواب آرزو دختر این خانواده را چه خواهی داد آن روز که "صداها مخفی، عرق تا دهان فروریخته، و وحشت از گناهان بزرگ و تندروی در گوش ها از فریاد تند دعوت کننده برای شنین حکم قاطع میان حق و باطل و گرفتن نتیجه اعمال و سقوط در کیفر و و صول به پاداش" برپاست. خطبه 83 نهج البلاغه. آن روز مفرّت کجاست؟
یادم است از خانه که بیرون آمدیم و بعد از این اولین مواجهه هولناک با فقر، من و اعظم که هر دو تا به حال فقر را اینقدر نزدیک و هولناک ندیده بودیم تا چند دقیقه سرمان را به دیوار گذاشته بودیم و زار زار گریه می کردیم... .
"دست اتحاد به هم دادید که آخرت را رها کنید و به دنیای زودگذر محبت بورزید" : نهج البلاغه
پی نوشت:
حالا این که می گویم تحت حمایت کانون فکر نکنید خبری بوده. چندتا دانشجو که بودجه شان را از اساتید و دانشجویان جور میکردند و اولویت اول مصرفش کمک به دانشحویان فقیر بعد ایتام و بعد شهرک صنعتی بود. در همین میانه ها هم اندکی به مردم می رسیدند. .
جهان بدون لیبرال دموکراسی

به لحاظ سیاسی ضروری و فوری است که بدیلی برای لیبرال دموکراسی اندیشیده و ساخته شود.
فی الواقع، لیبرال دموکراسی شری است که خوب است جهان امروز بدون آن سر کند.»
نظریه لیبرال دموکراسی/ پروفسور اندرو لوین
ترجمه و تحشیه انتقادی دکتر سعید زیباکلام
حرکت های مردمی... در سه نما
1- پارسال بود که نه فقط در قالب الفاظ که عملا این جمله امام به تصویر کشیده شد: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است...
و انقلاب اسلامی این مولود خلف اسلام حسینی را نیز همان عاشورا دوباره زنده کرد.
امام خمینی: آنها از همين گريهها ميترسند، براي اينكه گريه است كه گريه بر مظلوم است، فرياد مقابل ظالم است. دستههايي كه بيرون ميآيند، مقابل ظالم هستند، قيام كردهاند... اينها يك شعائر سياسي است كه بايد حفظ شود.
مقام معظم رهبری: حرکت عظیم روز چهارشنبه نهم دی حجت را بر همه ما تمام کرد. مسئولین قوه مجریهُ قوه مقنهً مسئولین قوه قضائیهُ دستگاه هاب گوناگون می دانند همه می دانند که مردم در صحنه اند و چه می خواهند. دستگاه ها باید وظایفشان را انجام دهند.
2- دیروز با بچه های بسیج دانشگاه تهران رفتیم خیمه عدالت خواهی آقای جهانشاهی. و او هنوز همان بود بعد از هفت ماه: صریح، ساده، آرام، مصمم و امیدوار... اما این بار با کمی گلایه از بدنه جریان حزب اللهی برخلاف سری قبل. عجیب است اراده این مرد. 7 ماه بست نشینی در حرم حضرت عبدالعظیم. اما چه باید کرد که این ماجرا به نتیجه ای مطلوب برسد؟ به نظر می آید مهم ترینش همراهی بدنه دانشجویی و طلبگی است در مطالبه آرمان عدالت... هل من ناصر؟!
خنده دارترین شبهه ای که در رابطه با ایشان شنیدم این بود که این مرد در حق خانواده اش ظلم می کند. اگر این حرف درست باشد که پس نعوذبالله امام حسین «ع» بزرگترین ظلم را در حق خانواده شان کردند و یا حضرت امام که 15 سال تبعید بودند. اما واقعا طلبه سیرجانی در حق خانواده اش ظلم می کند و یا قوه قضاییه که مطالبات وی را پیگیری نمی کند؟!
3- کار درخشان کاروان آزادی غزه ... که محصول اورجینال وجدان بیدار آسیایی است در راه شکست حصر غزه است. طوبی لهم و یا لیتنا کنا معهم
http://asiaforgaza.blogfa.com/
ماجرای یک روز جهانی

... دلیل دیگری که در رابطه با تحریم روز جهانی فلسفه مطرح شده است مساله علوم انسانی در ایران است. علت این مساله را نباید سیاسی تحلیل نمود. آنچه علوم انسانی مدرن و آسیبهای ناشی از آن را در ایران مورد توجه قرار داده سیاسی نبوده و نیست، بلکه رویکردی نوین و کاملاً پژوهشی است که با تحولات اجتماعی سیاسی ایران گره خورده و این تحولات در کند و تند شدن موضوع تحول در علوم انسانی موثر بوده است. تاثیرگذاری تحولات سیاسی اجتماعی در تحولات علمی اتفاقی تازه نیست و نمونههای متعددی از آن را در تاریخ علوم انسانی سکولار شاهد هستیم.به عنوان مثال چه کسی تاثیر جنگ دوم جهانی را در تحولات شگرف علوم انسانی غربی و انتقال مرکزیت آن از اروپا به امریکا را قابل انکار میداند. این مساله که علوم انسانی مدرن و روش تحلیل ناشی از آن در ایجاد بحرانهای اجتماعی در ایران پس انقلاب موثر بوده و به بیانی دیگر نقش اصلی را داشته است قابل انکار نیست. اثبات این مساله نیز موضوعی است که باید مورد دقت و پژوهش قرار گیرد. در حال حاضر جبهه اساتید ایرانی - که تحصیلکردگان دانشگاههای اروپا و آمریکا هستند- و معتقد به ضرورت تحول در علوم انسانی و ناکارآمدی علوم انسانی مدرن در جوامع غیرغربی هستند در حال شکلگیری است. نمیتوان همه آنها را با عنوان استاد حکومتی و درباری به عدم برخورد علمی با موضوع متهم نمود، چرا که این اتهام بیشتر برازنده افرادی است که هماکنون خود را موظف به دفاع تمامقد از تفکر غربی میدانند و حاضر نیستند بپذیرند که رویکردی نوین در علوم انسانی آغاز شده است. رویکردی که در تعاریف اولیه خود از انسان، جامعه، تاریخ با نگرش مدرن تضاد داشته و تلاش میکند تا این تعارض را در لایههای هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی مورد واکاوی قرار دهد... .
فرمانده نظامی مشرکان بدتر است یا شاعر هتاک؟
همه را بخشید، مشرکان و فرماندهان و حتی ابوسفیان محرک اصلی مخالفین را بخشید و خانه ی او و کعبه را ایمن قرار داد. جز چند نفری که فرمود: «هرکس آن ها را هر جا یافت، بکشد»، یکی دو شاعر هتاک که علیه پیامبر اکرم و اسلام شعر می گفتند و مبارزه فرهنگی می کردند.
وقتی مرزها شکسته می شوند
یکی از شاهدان عینی ساخت اولین مسجد دانشگاه شهید باهنر کرمان (کعبه) نقل می کردکه مرحوم آیت الله صالحی ناظر ساخت این مسجد بودند، ایشان معتقد بودند کارگرانی باید این مسجد را بسازند که خرج زندگیشان وابسته به دولت نباشد و از امکانات دولتی نباید استفاده کرد.
حکایت همان حکایت قدیمی است مرز بین کارهای دولتی و مردمی. دولت تا کجا باید برای مردم تعیین تکلیف کند؟ چه کارهایی باید خود جوش و از دل مردم باشد؟ چه کسانی نباید وارد بدنه دولت شوند؟...
حفظ این مرز کارراحتی نیست به خصوص اگر دولت نام اسلامی را هم یدک بکشد چون ممکن است متهم شوی که نگاهت به اسلام نگاه حداقلی است ,سکولاری، لیبرال هستی و ...
آن چه می خواهم بگویم متفاوت از این موضوع است بعضی مسايل نباید در انحصار دولت قرار گیرد مناسک و مراسم مذهبی ,ساخت اماکن مذهبی, دفاع از مظلومان و وحدت اسلامی.
وقتی مداح اهل بیت دبیر هیات دولت می شود (آن هم به این شیوه)
وقتی دفاع از مسلمانان فلسطین دولتی می شود (یکی از نمونه هایش را در تحصن فرودگاه کرمان در ماجرای غزه شاهد بودیم)
وقتی نامه هاشمی در مساجد محله ها خوانده می شود (در مسجد محله ما وقتی امام جماعت نامه را خواندبعضی همان جا اعلام کردند تا پیش نماز این مسجد شما باشید ما به شما اقتدا نمی کنیم و مسجد ما خلوت بود،خلوتر شد)...
دلیلش واضح است دولت نگاه مصلحتی به همه چیز دارد و اولین وظیفه اش تامین امکانات مادی برای مردم است مردم از دولت انتظار آب ونان و لپه و... دارند و دولت تلاش دارد موقعیت خود را به هر شیوه حفظ کند.
اگرکمی تعصباتمان را کنار بگذاريم تعیین این مرزها غیرممکن نیست.
شورش یا پذیرش؟ مسئله این نیست
اانتخابات رياست جمهوري را با همه ي حوادث و نوزايي ها و خيزش هايش پشت سر گذاشتيم که باید از زوایای مختلف تحلیل شود. یکی از سوالات موجود این است که جواب های متفاوتی به آن داده شده است: چرا اين شور و شعور وصف ناپذير مردم ايران براي شركت در انتخابات اين دوره توام با اتفاقات خشونت باري بود؟ چرا نظام جمهوري اسلامي مجبور به پرداخت هزينه هايي سنگين در اين دوره شد؟
تحليل اين ماجرا از ابعاد مختلف سياسي، جامعه شناختي و فرهنگي قابل بررسي است. فارغ از آشوب گران و سودجویانی که سعی در مصادره ی این شورش ها کردند و نتوانستند، در اين ميان با رويكردي تاريخي مي توان اشاره اي داشت به حافظه ي تاريخي مردم ما. ايران، حكومت ديكتاتوري چندين و چند ساله اي را تجربه كرده است. تجربه اي كه در آن مردم يا بر حكومت بوده اند و يا نسبت به حكومت، پذيرش مطلق داشته اند.
تاريخ ايران كارگزاراني دولتي را نشان مي دهد كه متملق گوي حكومت بوده اند و هر گونه اعتراض و سوال مردم از حكومت را خفه و يا توجيه مي نمودند. و مردم يا به دليل ترس از عواقب يا به دليل علم به عدم تاثير و يا به دليل عدم اطلاع از حقوق شهروندي خود، نسبت به حكومت از موضع نقد و پرسش و اعتراض قانون مند بهره نمي بردند. به مرور كه نارضايتي ها و مخالفت ها زياد مي شد، به يكباره به شورشي عمومي و انقلابي مردمي و يا نخبگاني و يا جنبش اجتماعي مي انجاميد. قيام آل بويه، ديلميان، علويان طبرستان، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي 57 حاكي از آن است كه اعتراضات مدني پاسخ گو نبوده و كشور به يكباره انقلابي زيربنايي و يا شورشي تحول خواهانه را تجربه مي كرده است. بعد از انقلاب اسلامي با اين كه مناسبات سياسي دستخوش تغييرات اساسي گرديد و نظام حاكم با ماهيت و تعريفي متفاوت روي كار آمد و استبداد داخلی را برانداخت و دست استعمار خارجی را کوتاه کرد اما در فرهنگ سیاست، تغييرات اساسي و انقلابي رخ نداده است در حالي كه ماهيت اين انقلاب يك انقلاب فرهنگي است. به قول شهید بهشتی صرف نفی استبداد منجر به ایجاد آزادی نمی شود و باید به طور ملموس و اقعی مردم صاحبان اصلی انقلاب بمانند تا انقلاب بماند.
چرا باید بعد از انقلاب اسلامی و مردمی سال 57، هنوز برخي از مردم به اعتراض هاي قانون مند و روش هاي مدني معتقد نبوده و از كنار مشكلات كوچك عبور كنند و بعد كه اين مشكلات غير قابل تحمل شد به يكباره به اعتراضي شورش وار دست زنند. فارغ از شدت احساسات و تحریک پذیری جماعت ایرانی که در این رویکردها بی تاثیر نیست، اصل مسئله این است: مردم باید خود را موثر در وضعیت سیاسی کشور بدانند. و این تاثیر صرف انداختن یک برگه رای نیست. منکر تاثیر نقش یک برگ رای نیستم اما نباید حضور مردم متوقف به انتخابات و راهپیمایی 22 بهمن و... شود. باید تعامل و ارتباط موثر و دوسویه ای به صورت مستمر بین مجریان حکومت و مردم برقرار باشد.
از سویی برخي از مردم هنوز آزادگي را در بر حكومت بودن و استبداد را در با حكومت بودن تصور مي كنند. نقل خاطره اي به مضمون از رهبر انقلاب بي مناسبت نيست. مي گفتند:« قبل از انقلاب با مهدي اخوان ثالث از دوستاني همدل و شاعراني همراه بوديم. پس از پيروزي انقلاب اسلامي از ايشان خواستم همراه باموج جمهوري اسلامي شوند و در كنار نظام جمهوري اسلامي قرار بگيرند. كه ايشان در پاسخ گفت: شاعر بر حكومت است نه با حكومت. و من در جواب او گفتم: بر ظلم باش و نه با ظلم و ظالم اكنون امپرياليزم و در راس آن آمريكاست». (منبع خاطره: کتاب شرح غم پنهان) اگر براي اصلاح اين نوع نگاه تدبيري انديشيده نشود حکومت عدل مهدوی هم که تشکیل شود این نگاه وجود خواهد داشت.
از آن طرف اركان و ارگان هاي نظام جمهوري اسلامي هم چون: قوه ي مقننه، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، حوزه ي علميه، دانشگاه، احزاب و رسانه ها در تعريف و تبيين و ضابطه مند كردن نقد حكومت و تعريف امر به معروف و نهي از منكر در تعامل مردم و دولت به موفقيت چنداني دست نيافته اند، هم چون اصل هشتم قانون اساسي كه شرحش بارها در نشريه راه رفته است. و يا اگر هم به اين تعاريف رسيده اند در پشت درهاي بسته باقي مانده و به فرهنگ عمومي تبديل نشده است.
سی سال از انقلاب می گذرد و هنوز اكثر مردم و با جرئت مي توان گفت مسئولان جمهوري اسلامي از جايگاه واقعي ولايت فقيه، روش نقد مواضع و عملكرد ولي فقيه، نسبت مردم و ولايت فقيه، چگونگي نقد مسئولين و دستگاه هايي كه مستقيما زير نظر ولي فقيه تعيين و اداره مي شود، نسبت ولي فقيه و قواي سه گانه، نسبت ولایت فقیه و مرجعیت، نسبت ولي فقيه و اركان تاثيرگذار جمهوري اسلامي، نسبت دولت و مردم، نسبت ارکان حکومتی و مردم، نسبت قوای سه گانه با یکدیگر و مسئله ی تفکیک قوا، نسبت آرا و نظرات امام خمینی و زمان حال و... بي خبر و يا كم اطلاعند و اين مسئله در سطح عامه ي جامعه و چه بسا در سطح نخبگان و خواص جا نيفتاده است.
سی سال از انقلاب می گذرد و حقیقتا هنوز سازو کار نظارت مردم بر حکومت چیده نشده است.
سی سال از انقلاب می گذرد و برخی از جماعت حزب اللهی ما با تعصب و برخی از جماعت روشن فکر ما با تقابل با مسئله ی ولایت فقیه و حکومت دینی برخورد کرده اند و می کنند و هنوز یک بار کتاب ولایت فقیه امام خمینی را نخوانده اند و نظرات ایشان را در باب حکومت دینی نمی دانند و نشنیده اند.
سی سال از انقلاب می گذرد و ما ... هم به راحتی می گذریم. از کنار همه چیز...
یا ایها الذین زلزلوا مبانی فکریکم علیکم بالمتون لا بالحواشی
وقتی صحبت هایشان را می شنیدم لابلای یادداشت برداری از بیاناتشان نوشتم: خداوندا! سایه ی این پیر راه یافته را بر سر انقلاب و فرزندان انقلاب حفظ بفرما.
این بار نه به خاطر اصل 110 قانون اساسی، نه به خاطر التزام قانونی به اصل ولایت فقیه که به خاطر محبت و ارادتی که در قلب و فکرم نسبت به این وجود نازنین و سلیم النفس و مدبر و شایسته و منصف احساس می کنم، جمله ی امام را تکرار می نمایم:
«پشتیبان ولایت فقیه باشید، تا به مملکت شما آسیب نرسد.»
علی مرتضی(ع) در ارائه ی راهکار در روزگاری که فتنه ها افراد را احاطه می کند در راه های بلاغت ابلاغ کرده است: علیکم باالقرآن...
سید علی خامنه ای هم در بشکوه ترین نماز جمعه ی تاریخ معاصر شیعه خطبه خواند: علیکم با القانون...
معبودا!
ما را از کج روی، از تعصباتی که کور میکند، از وابستگی به غیر خودت، از نفس پرستی، از حزب بازی و سیاست زدگی، از تیره اندیشی و مصلحت ورزی های کاذب،از محافطه کاری های نابجا، از مصادره ی اسلام و انقلاب و امام و رهبری به نفع خود، گروه و جناح، از تخریب ها و دروغ پراکنی ها و از سیاسی کردن دین محافظت بفرما.
مقصودا!
و به فرزندان روح الله بصیرت و فرقان، انصاف، دور اندیشی و تعقل و تدبر، آرمان گرایی و عدالت خواهی، ولایت مداری و طی طریق روح الله و رهبری، توانایی برای دینی کردن و اخلاقی کردن سیاست، تلاش برای تحقق آرمان های انقلاب، و توفیق سربازی ولیعصر (عج) را عنایت کن.
ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است... ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود.
هل من ناصر...؟
بغض های فروخورده و حرف های ناگفته ی زیادی این روزها قلبم را می فشارد... قرآن را می گشایم... گر می گیرم:
و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما ... حجرات، آیات 9 و 10
و اگر دو طایفه از مومنین با هم به قتال برخیزند البته شما مومنین بین آن ها صلح برقرار کنید. و اگر یک قوم بر دیگری ظلم کرد با آن طایفه ی ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید پس هرگاه به حکم حق برگشت با حفظ عدالت میان آن ها را صلح دهید و همیشه عدالت کنید که خدا بسیار اهل داد و عدل را دوست می دارد ◊ به حقیقت مومنان همه برادر یکدیگرند پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خداترس باشید شاید که مورد رحمت الهی واقع گردید.
دقت کنید: شما مومنان (و نه گروهی از بیرون) با عدالت (طوری که حقی از کسی ضایع نشود دستی نشکند چشمی نابینا نشود مالی تباه نگردد چه برسد به این که خونی ریخته شود) بین آن ها صلح بر قرار کنید.
می ترسم از صفین... از جمل... از تکرار تلخ تاریخ!
و او دعوت می کند:
فاصلحوا بین اخویکم...
لبیک گویی هست؟
چند لحظه با انتخابات
اگر مباحث سیاسی صرفا برخواسته از علایق و سلایق و دغدغه های ما باشد در مواجهه با انواع مخالف آن به جدل کشیده می شود. اما اگر برخواسته و برخاسته از مبانی معرفتی و نگاه های فلسفی باشد بسیار سازنده و تاثیرگذار است. به طور مثال نگاه به مقوله ای هم چون آزادی: وقتی در مباحث شهید بهشتی به آن می نگریم ایشان آزادی را مقدم بر دین و اعم از آن می دانند و دینی را دین می دانند که آزادی عقلایی انسان را محدود نکند. و اثبات می کنند که اسلام نه تنها آزادی را محدود نمی کند بلکه از آن جا که نوع جدیدی از آزادی را تعریف می کند و آن آزادی انسان از خود است (به تعبیر شهید مطهری: آزادی معنوی) آن را بسط و گسترش می دهد. در حالی که شهید مطهری آزادی را هم چون عدالت و استقلال فکری و معنویت، از ویژگی های جامعه دینی می دانند. واز نظر ایشان آزادی درون دین معنا و مفهوم پیدا می کند. طبیعتا این دو نوع نگاه باعث تفاوت هایی در انتخاب های سیاسی خواهد شد. هم چنین است مقوله هایی چون عدالت، تسامح و تساهل، استعمار ستیزی و... . این نکته بس مهم است که از دریچه ی حکمت و فلسفه و معرفت به سیاست نگریسته شود. نه حکمت و فلسفه را هم از دریچه ی سیاست ببینیم.
اما متاسفانه افراد کج اندیش و بی سواد و بعضا مغرض با هر نوع سلیقه ی سیاسی حاضر به شنیدن حرف مخالف نیستند. اگر با یک نگاه عقلانی و رویکرد نظری هم به گزینه ی احمدی نژاد برسی تو را متحجر و متعصب و راستی می دانند. و اگر باز با همان استدلالات محکم و متین بخواهی که به میرحسین موسوی رای دهی تو را ضد ولایت فقیه و روشن فکر مآب و چپی. و این چنین است که افرادی که وجهه ی روشن فکریشان پررنگ تر است رایشان به احمدی نژاد را مخفی می کنند و آنان که وجهه ی حزب اللهی بودنشان پر رنگ تر است رایشان به میرحسین موسوی را. امید که روزی تضارب آرا را به معنی واقعی خود در جامعه داشته باشیم. بدون بی اخلاقی و با حفظ تقوای سیاسی. بدون انگ زنی و ذهن خوانی و جدل های بیهوده و افکار شیطانی و... .
آمده ایم تا برویم...