التزام منتقدانه، انتقاد ملتزمانه
اینجا را هم ببینید
چه کسی می پرسد و چه کسی باید جواب دهد
چند نکته صریح درباره حواشی و متن مصاحبه افروغ در پارک ملت
عن ابی عبدالله(ع ) : قال خطب رسول الله(ص ) یوم منی فقال : نضر الله عبدا سمع مقالتی فوعاها و بلغها من لم یسمعها...ثلاث لایغل علیهن قلب عبد مسلم :اخلاص العمل لله و النصیحة لائمة المسلمین و اللزوم لجماعتهم(.7 )
امام صادق(ع )فرمود :رسول خدا(ص )در منی برای مردم سخنرانی کرد و فرمود :خدا خرم و شادان کند بنده ای را که سخنم را بشنود و در گوش گیرد و به کسانی که نشنیده اند برساند،.... سه چیز است که دل هیچ مسلمانی با آن خیانت نکند :خالص نمودن عمل برای خدا، نصیحت پیشوایان مسلمین و همراه بودن با جماعت مسلمین .))
پیامبر گرامی اسلام، بحارالانوار، ج 75، ص 66
***
«و ان من اسخف حالات الولاه عند صالح الناس ان يظن بهم حب الفخر و يوضع امرهم على الكبر و قد كرهت ان يكون جال فى ظنكم انى احب الاطراء و استماع الثناء و لست بحمد الله كذلك و لو كنت احب ان يقال ذلك لتركته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هو احق به من العظمه و الكبرياء و ربما استحلى الناس الثناء بعد البلاء فلا تثنوا على بجميل ثناء لاخراجى نفسى الى الله سبحانه و اليكم من التقيه فى حقوق لم افرغ من ادائها و فرائض لابد من امضائها. فلا تكلمونى بما تكلم به الجبابره و لا تتحفظوا منى بما يتحفظ به عند اهل البادره و لا تخالطونى بالمصانعه و لا تظنوا بى استثقالا فى حق قيل لى، و لا التماس اعظام لنفسى، فانه من استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه كان العمل بهما اثقل عليه. فلا تكفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل فانى لست فى نفسى بفوق ان اخطى ء و لا آمن ذلك من فعلى الا ان يكفى الله من نفسى ما هو املك به منى فانما انا و انتم عبيد مملوكون لرب لا رب غيره يملك منا ما لا نملك من انفسنا و اخرجنا مما كنا فيه الى ما صلحنا عليه فابد لنا بعد الضلاله بالهدى و اعطانا البصيره بعد العمى
به درستى كه از سخيف ترين حالات زمامداران نزد مردمان صالح اين است كه گمان برده شوند به دوست داشتن فخرفروشى بر ديگران و گذارده شود كار ايشان بر تكبر بر مردمان و به تحقيق كه من ناخوش داشتم كه در گمان شما اين معنى جولان نمايد كه من مدح و شنيدن ستايش را دوست دارم و بحمد الله چنين نيستم و اگر مدح و ثنا را دوست مى داشتم البته آن را ترك مى كردم از جهت انحطاط براى خداوند سبحان از گرفتن چيزى كه او سزاوارتر به آن است از عظمت و كبريا و بسا باشد كه مردم شيرين "و شايسته" دانند مدح و ثنا را بعد از بلاء و آزمايش، پس به ثناى جميل بر من ثنا نگوييد زيرا من خارج كرده ام خود را به سوى خدا و به سوى شما از بقيه حقوقى كه از اداى آن فارغ نشده ام و واجباتى كه چاره اى از انجام آن نيست پس با من به آنگونه كه با جبابره سخن گفته مى شود سخن نگوييد و از من چنانكه از افراد تندخو و خشمگين تحفظ مى نمايد تحفظ نكنيد و با من خلطه و معاشرت به چاپلوسى و تملق نكنيد و گمان مبريد كه حقى را كه به من گفته شود سنگين بشمارم "و بر من گران آيد" و بزرگ شمردن خود را بخواهم پس بدرستى كه كسى كه گران بشمرد حقى را كه به او گفته شود يا عدلى را كه به او پيشنهاد گردد عمل به آنها "حق و عدل" بر او سنگينتر خواهد بود پس از گفتار حق و مشورت به عدل خوددارى نكنيد پس بدرستى كه من در پيش خودم برتر از آنكه خطا كنم نيستم و ايمن از خطا در كار خود نيستم جز اين نيست كه من و شما بندگان مملوكيم از براى پروردگارى كه غير او پروردگارى نيست، مالك است از ما آنچه را ما مالك آن از خود نيستيم و ما را از آنچه در آن بوديم بيرون آورد به سوى آنچه صلاح ما بر آن است پس گمراهى ما را بدل به هدايت كرد و بعد از كورى، بصيرت و بينايى عطا فرمود.»
امام علی(علیه السلام)، نهج البلاغه، خطبه 207
***
«هر فردی از افراد ملت حق دارد كه مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و به او انتقاد كند، و او جواب قانع كننده ای بدهد، در غیر این صورت، اگر بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است»
امام خمینی، صحیفه نور، ج 4، ص 190 و نیز ج 8، ص 47؛ ج 20، ص 170
***
«اینى هم كه گفتند از رهبرى انتقاد نميكنند، شما برويد بگوئيد انتقاد كنند. ما كه نگفتيم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداريم. من از انتقاد استقبال ميكنم؛ از انتقاد استقبال ميكنم. البته انتقاد هم ميكنند. ديگر حالا جاى توضيحش نيست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نيست؛ بنده هم ميگيرم، دريافت ميكنم و انتقادها را ميفهمم.»
***
«هر مقام غیر معصومی كه در وضع غیر قابل انتقاد قرار گیرد، هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام... ضمن این كه مانند عوام فكر نمی كنم كه هر كه در طبقه مراجع قرار گرفت، مورد عنایت خاص امام زمان(عجل ا... تعالی فرجه) است و مصون از خطا و گناه و فسق. اگر چنین چیزی بود، شرط عدالت بلا موضوع بود.»
پاسخ های استاد مطهری به نقدهایی بر كتاب حجاب، ص 71
* پی نوشت: کسانی که بیشترین التزام عملی و قلبی را به ولایت فقیه دارند، برای نقد دلسوزانه و سازنده پیشتازترند.
و کسانی که چنین التزامی ندارند، رهبری را از حق عظیمی که دارد و آن شنیدن نصیحت است، محروم می خواهند.
کاش بفهمیم دوگانه اطاعت و نصیحت را. التزام و انتقاد را... .
آمده ایم تا برویم...