کلنگ

سروده هایم شعر نیستند، می نویسم اشان تا با نقد دوستان شعر بشوند:
همان خون، که آلود پالوده ات را زمین لرزه شد، جــانِ آســوده ات را
دل آرامِ یک عمر، دلداگــــی بود کلنــــگی شد آشفت شالوده ات را
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 15:14 توسط فاطمه دلاوری پاریزی
|
آمده ایم تا برویم...