شهادت، از جنس دخترانه
کلامش سنـــگ ها را نرم مــی کرد دل افـسردگان را گــــــرم می کرد
زنی در پیش مردی خطبه می خواند که مرد از مردی خود شرم می کرد
رحلت زن آزاده و قهرمان و مبارز کربلا و قبل و بعد از کربلا، تسلیت
· رسانه ها خبر از شهادت زنی مبارز دادند، مبارز حجاب... مروه الشربینی
با تو می گویم مروه ی نجیب!
تا این زمان نمی دانستم شهادتی باشد که فقط خاص ماست، مال ما... دخترانه ی دخترانه.
نمی دانستم همین چادر و روسری که هر روز در مواجهه با غیر سر می کنیم، شهادت ساز است. مثل ایمان، مثل عقیده، مثل طرز تفکر.
از امروز به چادرم به گونه ای دیگر نگاه خواهم کرد. چادرم را مثل ایمان و عقیده ام حفظ خواهم کرد. نگو که در آن هم توفیقی نداشته ام، تلاشم را خواهم کرد... تو دعا کن برای ما!
از امروز من و مریم ها و اعظم ها دیگر هیچ عنایتی به تنگ نظران و کوته فکرانی که زن را و ارزش او را در اسلام نشناختند، نخواهیم داشت. راهمان را روشن تر ساختی.
مروه ی دوست داشتنی!
خواهر نادیده ام!
تو جام دخترانه ی وجودم را لبریز غرور و افتخار کرده ای. تو چشمانم را به اشک نشانده ای و قلبم را به لرزش آورده ای. بگذار کسانی که احساسات زنانه را نمی فهمند، هیچ کاه نفهمند. بگذار چشمانشان همیشه بر روی حقایق و زیبایی ها بسته بماند. بیا من و تو خوش باشیم که در حدیث آمده است: زن به خدا به خاطر احساساتش نزدیک تر است.
مروه ی قهرمان!
حالا می فهمم معنی آن جمله را که پیر دوست داشتنی و فرزانه مان می گفت: قرآن کریم انسان ساز است و زن نیز...
و تو با شهادتت ساختی، خون هایی را دوباره به جوش آوردی، غافلانی را دوباره متوجه خویش ساختی و زنانی را که از یک سو درگیر روشن فکران بی تعهد و غرب زدگان بی تقیدند و از دیگر سو گرفتار متحجران جاهل و متعصبان غافل دوباره به خودشناسی و خودباوری رساندی...
تو نه تنها با ابتذال و بازیچه قرار دادن زن و استفاده ی ابزاری از او مخالفت کردی که علم مبارزه ی اجتماعی را با فرهنگ لیبرال غرب برافراشتی، و بر این طرز تفکر که می گوید پوشش امر شخصی است، خط بطلان کشیدی. روسری تو گلوله ای بود که بر تن تفکر پوسیده و پر ادعای غرب نشست.
مروه ی بزرگ!
مطمئن باش خون ریخته شده ی تو بر زمین در رگ های زنان و دخترانی از جنس تو جریان خواهد گرفت.
روح پاکت با زینب بزرگ، محشور باد
آمده ایم تا برویم...