تحول در نگاه ... تحول در سبک زندگی
امروز رفتیم دیدار حاج آقا مصباح، سخن رانیشان در باب شهید مطهری بود و علت حضور ما هم مناسبت همین روز، راستش سخن رانی خیلی به دلم ننشست. احساس کردم آن برادر بزگواری که به نمایندگی از جمع بالا رفت و از حاج آقا محتوای سخن رانی درخواست کرد، نگاه دیگری داشت و ما هم با انتظارات دیگری در جمع بودیم. به هر حال سخن رانی تمام شد و من با سوالاتی که از قبل در ذهنم بود، مانده بودم. نمی شد کاریش کرد. سوالات بی قرارم کرده بود. باید می رفتم و می پرسیدم. نگاهی کردم. دور و برشان پر از آقایانی بود که مشتاق دیدن حاج آقا بودند. در ذهنم فقط سوالات می چرخیدند و آن لحظه به این که ممکن است حاج آقا یا اطرافیانشان برخورد جالبی با حضور من در کنارشان نداشته باشند، فکر نمی کردم. دلم را به دریا زدم و ببخشید گویان خودم را به دو قدمی ایشان رساندم. پشت ایشان به من بود و داشتند سالن را ترک می کردند. ناامیدانه گفتم: ببخشید حاج آقا و حتی انتظار شنیده شدن صدایم را هم نداشتم. ناگهان دیدم ایشان برگشتند و آقایی که حد فاصل بنده و ایشان بود را کنار زدند و با روی باز و لبخند جواب سلامم را دادند و حتی احوال پرسی. من که انتظار چنین برخوردی را نداشتم سوالاتم را فراموش کرده بودم و جوگیر شده و گفتم: حاج آقا خدا قوت و التماس دعا. یک دفعه یاد سوالاتم افتادم و گفتم حاج آقا سوال داشتم از شما. ایشان با همان روی باز گفتند: اگر مکتوب کرده اید بدهید تا پاسخ بگویم. گفتم خیر متاسفانه. اشاره کردند به روحانی سیدی و گفتند ایمیل و آدرس پستی و شماره تماس را از ایشان بگیرید. قضیه را طولانی نکنم پیگیری کردم و به نحو احسن و با نهایت ادب و حفظ حرمت ها پاسخ گو بودند. عصر که برای همسرم ماجرا را تعریف می کردم با لحن دلداری دهنده ای گفت: دیدی یک فقیه چه طور با خانم ها رفتار می کند؟ این است نگاه اسلام به زن و نه آن چه اسلام نشناس های مدعی بروز می دهند.
یاد خاطره دیگری افتادم. یکی از اقوام ما در موسسه امام خمینی از اعضای شورای مرکزی است و قرابت زیادی با حاج آقا دارد. فارغ از نقدهایی که به ایشان داشته ام یکی از بزگترین نقد هایم به ایشان این بود که همسرشان علیرغم هوش سرشار و علاقه زیاد به تحصیل و داشتن مدرک سطح 3 حوزه در منزل بودند و فعالیتی جز وظیفه مادری و همسری را انجام نمی دادند. و من میدانستم که مشکل نگاه ایشان است و نه ضعف همسرشان. تا این که چندی پیش از دخترشان شنیدم که پدرش به شدت به فعالیت اجتماعی همسرش و ادامه تحصیل دخترش(گوینده) بر خلاف گذشته اصرار دارد. برای من جالب بود که علت این چرخش نگاه را بدانم. می گفت: این چرخش نگاه در اثر چرخش نگاه آقای مصباح در موسسه ایجاد شده است.
یادم است آقای مصباح در یکی از سخن رانی ها گفته بودند: من تا قبل از طرح ولایت، تصورم این بود که زنان درک درستی از مسایل فلسفی ندارند اما بعد از اجرای طرح ولایت به نادرستی این طرز تلقی از زنان پی بردم و فهمیدم که اتفاقا زنان درک خوب و تحلیل گونه ای از مسایل فلسفی دارند.
این است تفاوت یک علامه با مدعیان... و این است مکتب افتخار آمیز شیعه، مکتب مخطئه که خطا، ممکن است و اصلاح، لازم و اعلام اصلاح نظر، واجب و عمل بر مبنای نظر جدید، فریضه.
· این رفتارها باعث شد خاطرات تلخ برخوردهای نادرست برخی روحانیون و دانشجویان که به بهانه شعائر اسلامی رفتاری ناشایست با زنان دارند را فراموش کنم. کاش تا مدت ها با امثال این افراد مواجه نشوم و این احساس خوبم خراب نشود.
آمده ایم تا برویم...