باید حقیقت را فهمید

مقام معظم رهبری:

يكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكميت تعلقات جناحى و گروهى و بر دل آن گوينده. اينها مضر است. جناح و اينها را بايد كنار گذاشت، بايد حقيقت را فهميد.

چرا به او می گفتند... امام؟

بنی صدر آمده بود، بیت امام. با بی اعتنایی اعضای دفتر و محافظین بیت مواجه شد. خبر به امام رسید، نامه ای نوشتند که: در بیت من تمامی افراد باید بی طرف باشند و جانب گروهی خاص را نگیرند. در بیت من نباید به احدی توهین شود اخلاق اسلامی باید صد در صد رعایت شود. اگر آقایان نمی توانند این گونه عمل کنند شرعا موظفند از بیت من خارج شوند.

* * *

چند نفر از امام جمعه ها رفته بودند پیش امام درباره عزل بنی صدر پرسیده بودند. امام گفته بود: چنان چه حجت شرعی تمام شده باشد درنگ نخواهم کرد. بدانید خلع بنی صدر یک دقیقه هم بیشتر نمی کشد. بعد گفت: خیال نکنید من از هیاهو و جنجال می ترسم و اگر جمعیتی که در حسینیه شعار می دهند درود بر خمینی زمانی خلافش را بگویند برای من هیچ تفاوتی داشته باشد... بلکه شخصا به تکلیف شرعی ام می پردازم.

هرچیز باید سرجای خودش باد: عدالت در سیره و کلام امام خمینی(ره)/ روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی/خرداد 87

روشن فکر دینی در بیان روشن فکری دینی

دکتر شریعتیدر این روزهای تلخ و نگران کننده برای دلسوزان انقلاب، آن چه بیش از همیشه اهمیت می یابد عملکرد صحیح روشن‌فکران دینی و نخبگان انقلابی است. آقای احمدی‌نژاد که تکلیفش معلوم است و خطرناکی عدم توجه به اخطار نخبگان و بالاتر از آن رهبری (چه از بعد ولایی و چه از بعد ارشادی) را به نمایش گذاشته است اما به رییس جمهور آینده توصیه اکید می شود این گونه افرادی که در ادامه توصیف میشوند را در کنار خود داشته باشد و نقدهای تند و تیز اما واقع بینانه و منصفانه شان را بشنود و در صورت صحت، عمل کند و متملقان را از گرد خود بپراکند و تلخی حقیقت را به شیرینی پوشاندن حق و تزیین باطل ترجیح دهد. از آن سو نخبگان انقلابی و منتقدان دلسوز باید بیش از پیش در پی جداسازی سره از ناسره باشند و تحقق اسلام ناب.

 بشنویم تبیین رسالت این آگاه سازان را در کلام و قلم دکتر علی شریعتی:

"تلقین کنندگان و تسکین و تسلیت دهندگان و آن ها که توده ی مردم را به حفظ آن چه ماندنی نیست و سلامت این بیماری که رفتنی است معتقد می کنند و خطرها را نمی گویند و نیز آن ها که جامعه را به پذیرفتن آن چه قابل پذیرفتن نیست مومن می سازند بیشتر جامعه را اغفال می کنند و در حالت رکود و سکون و ضعف و تسلیم نگه می دارند.

آن ها که "جامعه‌ی جاری و متحرک" می طلبند و بهروزی انسان را می خواهند نه اهل آنند که با دفاع از آن چه قابل دفاع نیست عوام فریبی کنند و وجهه ی عمومی به دست آورند و نه استعداد آن را دارند که با مدح و ثنای آن چه "مد روز" شده است "مرد روز" شوند و دستی به جایی بند کنند، واقعیت ها را خوشایند و بدآیند آن چنان که در جامعه ما وجود دارد، اعتراف می کنند و دردها را میشناسند و از تمامی نیروشان برای درمان کردن کمک می گیرند.

...

این ها نه آن قدر "بی دردند" که بنشینند و تماشا کنند و نه آن قدر "بی شرم" که آلت دست هر دستی و دستگاهی شوند و نه آن قدر" بیشعور" که وقتی می بینند سیل به شهر کوفت به پستوی خانه شان بخزند و در را به روی زن و بچه شان ببندند که از بلای سیل در امان مانند و گلیم خود را از آب بکشند و آن هم به غلط و بیهوده زیرا می دانند که امروز دیگر مثل گذشته خانواده حصار بسته ای نیست.

"برگرفته از فاطمه، فاطمه است"